وننگ بفتحتين و نون دوم ساكن،در نسخۀ ميرزا،و در فرهنگ ريسمانى كه سر او دو جانب بندند،و خوشهاى انگور بياويزند،و در نسخۀ سرورى چوب خوشۀ انگور كه انگور آب از ان خورد،و در نسخۀ وفايى بمعنى سرتاك بريده،فرخى گويد: بيت شاد باش اى دو چشم دشمن تو سال و ماه از گريستن و چو وننگ و سوزنى گويد: بيت نبود عجب ز دولت شاه ار بنام او گردد رحيق مختوم انگور بر وننگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1468) 
- [بفتح واو و نون اول و سكون نون دوم] در شرفنامه چوب خوشۀ انگور باشد كه خوشه از آن آب خورد. مثالش حكيم فرخى گويد: شعر شاد باش اى دو چشم دشمن تو سال و ماه از گريستن چو و ننگ و حسين وفائى بمعنى سر تاك بريده آورده و از بيت مذكور اين معنى بهتر ظاهر مىشود و در تحفه بمعنى تاك آمده و بس و اين بيت سوزنى مؤيد اين معنى است: بيت نبود عجب ز دولت شاه ار بنام تو گردد رحيق مختوم انگور بروننگ و در نسخۀ ميرزا بمعنى ريسمانى آمده كه هر سر آن را بر جائى بندند و انگور از آن آويزند و آن را آونگ نيز گويند. كذا فى الفرهنگ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1492) 
[اسم][فارسی] ريسمانى كه دو سر آن را بر ديوار و جز آن بندند و خوشههاى انگور را از آن بياويزند.و چوب خوشه انگور كه دانهها بدان آويخته است.و تاك انگور.و سر تاك بريده كه شاخهها از اطراف آن رسته باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3892) 
(اسم) ريسمان و طنابى كه دو سر آن را به ديوار يا ستون مىبندند و خوشههاى انگور را از آن مىآويزند. آونگ. ¦¦سر تاك بريده كه از اطراف آن شاخههايى رسته باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3144) 
سرخوشۀ انگور بود كه بدان آب همى خورد .فرّخى گفت: شاد باش و دو چشم دشمن تو#سال و ماه از گريستن چو وننگ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص110) 
انگور .سوزنى گويد: احسان تو بسان و ننگى سبيله است#در خوشآب خوشۀ انگور بر و ننگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص135) 